خطايى ، على اكبر
32
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
پاى نه و چرخ به زير قدم * دست نه و ملك به زير نگين زر نه و كان ملكى زير دست * جو نه و اسب فلكى زير زين تقدس و تعالى آفريدگارى را كه طرف مشرق را به ملك چين بياراست و چندين هزار لعبتان چينى را در اطراف و جوانب هر شهرى و از گوشه و كنار [ هر نگار ] خانهء چينى به جلوه آورده [ فرد ] آنكه خود را مىنمايد از رخ خوبان چو ماه * مىكند از ديدهء عشاق بر خوبان نگاه سبحان الله ! آن عليمى كه علم مملكت دارى به سر « 1 » قلم به ايشان داده ، از زمان آدم تا اين زمان كسى خرابى درو نكرده . و نيز خطاييان مىگويند كه طوفان نوح به ما نرسيده و طاعون در آن ملك نباشد و قحطى و قيمتى را علاج كنند ، و بقاى ايشان از فترات « 2 » به سبب نگاهداشت قانون است تا بهحدى كه خاقان چين نتواند يكسر موى از قانون تجاوز كردن بيان كرده شود . لجامعه « 3 » خطاىنامه را آغاز كردم * در گنج معانى باز كردم سخن گويم ز خوبان خطائى * نباشد كارشان جز دلربائى همه سيمين بران نيك فرجام * همه بىمو محلق نازك اندام همه چشمان نرگس روى چون گل * همه باريك ميان و موى سنبل [ 4 الف ] همه خورشيد رويان پرىزاد * نباشد مثلشان در آدميزاد همه شيرينلبان با ملاحت * همه طوطى مقال اندر فصاحت
--> ( 1 ) - ق : بر ( 2 ) - س : فطرات ( 3 ) - س : لمؤلفه